<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>رودخونه</title>
<link>https://roodkhooneh.blogfa.com</link>
<description>ادبیات -شعر</description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Wed, 07 Jul 2010 21:55:00 +0100</lastBuildDate>
<item>
<title>کبوتر سوی &quot; آزادی&quot; چگونه بال بگشاید؟</title>
<link>https://roodkhooneh.blogfa.com/post/91</link>
<description>&quot;قفس&quot; دلتنگ ِ آواز ِ قناری می شود اینجا و تلخ اندوه ِ خاموشی، چه جاری می شود اینجا کبوتر سوی &quot; آزادی&quot; چگونه بال بگشاید؟ ز شهبازی که سرمست از شکاری می شود اینجا ازین جلاد بی همتا، مروت جستجو کم کن! گرامی عمر ِ آدم صرف خواری می شود اینجا کدامین ساده می رقصد به ساز ناهماهنگ ِ سخن پرداز ناقابل که قاری می شود اینجا پس از پاییز طولانی، بریزد اضطراب از دل که فرداهای بیداری بهاری می شود اینجا مبارک باشد آنروز رهایی ای سبکبالان! که از دستان دارآلوده عاری می شود</description>
<pubDate>Wed, 07 Jul 2010 21:55:00 +0100</pubDate>
<dc:creator>roodkhooneh</dc:creator>
<guid>roodkhooneh.blogfa.com/post/91</guid>
</item>
<item>
<title>ز جوی مولیان راهیست تا اروند پر آبم</title>
<link>https://roodkhooneh.blogfa.com/post/90</link>
<description>با افتخار و سرور به اطلاع دوستان گرامی ام می رسانم غزل زیر بعنوان سرود ملی اتحادیه ی کشورهای فارسی زبان مورد استقبال دوستداران همگرایی در سه کشور فارسی زبان یعنی ایران -تاجیکستان و افغانستان قرار گرفته است. اگر چه پیشتر این غزلم را تقدیم حضورتان کرده ام اما به لحاظ خبر رسانی آن را دوباره تقدیم میدارم با آرزوی تحقق یگانگی برای فرزندان رودکی-فردوسی و مولانا من از تاریخ «پامیر»م من از نسل دماوندم من از بلخ و بدخشانم من از شهر سمرقندم من از تاریخ می آیم هزاران</description>
<pubDate>Wed, 03 Mar 2010 20:01:00 +0100</pubDate>
<dc:creator>roodkhooneh</dc:creator>
<guid>roodkhooneh.blogfa.com/post/90</guid>
</item>
<item>
<title>تسلیت</title>
<link>https://roodkhooneh.blogfa.com/post/89</link>
<description>خبر غمباری بود مرگ ناباوارنه ی عزیزانم الناز و طیبه، بار غربتمان را سنگین کرده و همه ی ما را به ماتم نشانده مهدی جان ! این مصیبت جانکاه را به شما و عرفان عزیزم تسلیت عرض میکنم و برای آنان آرامش ابدی و برای بازماندگان شکیبایی آرزو می کنم: با رفتن تو چقدر من غم دارم لبخند به زندگانی ام کم دارم الناز ِ پدر! من از تو غافل نشوم یادت به دلم چو کوه محکم دارم ای مادر ِ مهربان، فداکار همسر ! ای در صدفِ حیاتِ مهدی گوهر با حادثه ی نبودن ِ تلخ ِ تو من هیزم شده ام در</description>
<pubDate>Wed, 30 Dec 2009 19:27:00 +0100</pubDate>
<dc:creator>roodkhooneh</dc:creator>
<guid>roodkhooneh.blogfa.com/post/89</guid>
</item>
<item>
<title>لوتِ بی آب و علف، ترچمه ی دستانی...</title>
<link>https://roodkhooneh.blogfa.com/post/88</link>
<description>قلکم پر شده از سکه ی درد و دلم انباریست که در آن &quot;ضابطه&quot; انباشته از تنهاییست اعتباری به حساب دل من نیست اگر می دانم: لوتِ بی آب و علف ترچمه ی دستانیست که &quot;تبر&quot; معجزه ی آنان است</description>
<pubDate>Sun, 15 Nov 2009 13:34:00 +0100</pubDate>
<dc:creator>roodkhooneh</dc:creator>
<guid>roodkhooneh.blogfa.com/post/88</guid>
</item>
<item>
<title>ضربه های مشت را باتوم را حس می کنم</title>
<link>https://roodkhooneh.blogfa.com/post/87</link>
<description>خواهش بارانی محکوم را حس می کنم معنی پرونده ی مختوم را حس می کنم بی نصیب از شادمانی لیک از عمق وجود چوب دار و حلقه بر حلقوم را حس می کنم جرممان اینست میخواهیم ما تا ما شویم ترسها دارد &quot;ولی&quot;...مفهوم را حس می کنم &quot;سرب&quot; داغ و سینه لبریز از جهانی آرزو من پیام دختر معصوم را حس می کنم نقشه ها دارند اوباشان ِ بر ترک ِ موتور ضربه های مشت را باتوم را حس می کنم اتهام &quot;دشمنی&quot; بر ما دهد دشمن پرست در نگاهش میوه ی مسموم را حس می کنم</description>
<pubDate>Sat, 17 Oct 2009 09:18:00 +0100</pubDate>
<dc:creator>roodkhooneh</dc:creator>
<guid>roodkhooneh.blogfa.com/post/87</guid>
</item>
<item>
<title>در مسير رود تا دريا فراوانست کمين</title>
<link>https://roodkhooneh.blogfa.com/post/86</link>
<description>سر به زير آرد درخت ار بار ِ بسيار آورد سرو سرکش کم ببخشد سايه اش را بر زمين کوشش پيوسته بايد تا به دانايى رسى در مسير رود تا دريا فراوانست کمين گفتگو را بر حرير فکر آرا تا رهى! ورنه از پرهاى قو خوابى نگردد مخملين بر حذر باش از تفاخرهاى لرزان و ضعيف کاخ ِ «بد پى» زود ريزد، سقف اگر هم آهنين کوش تا دل نشکنى و شادمانى آورى يک جماعت را کند افسرده يک فرد غمين جايگاه خويش را اندازه دار از حٌسن ظن با درشتى در سخن شخصى نمي گردد وزين</description>
<pubDate>Thu, 13 Aug 2009 20:06:00 +0100</pubDate>
<dc:creator>roodkhooneh</dc:creator>
<guid>roodkhooneh.blogfa.com/post/86</guid>
</item>
<item>
<title>با تو  چه دلپذیر اگر غرق گناه می شوم</title>
<link>https://roodkhooneh.blogfa.com/post/85</link>
<description>تا غزل نگاه تو چشم به راه می شوم از سر شوق دیدنت جمله نگاه می شوم قافیه در صفوف غم ،گم شده کو نشانه ای خانه بدوش خسته ام &quot;واژه پناه&quot; می شوم حس ارادت مرا رد نکنی بسادگی مضطرب از عداوت توده ی آه می شوم داده ام اختیار خود دست دل آنچنان ولی کودک سرکشم مگر با تو براه می شوم دربدرم که سر رسد مهلت بی تو بودنم ساده سخن: شتاب کن! سخت تباه می شوم سجده برم به چشم تو تا به برت نشانی ام با تو چه بی نیاز از سنگ سیاه می شوم بی تو «بهشت» خالی از جاذبه است بیگمان با تو چه</description>
<pubDate>Thu, 07 May 2009 00:14:42 +0100</pubDate>
<dc:creator>roodkhooneh</dc:creator>
<guid>roodkhooneh.blogfa.com/post/85</guid>
</item>
<item>
<title>خوب است در نگاهم حتا که بد نمایی</title>
<link>https://roodkhooneh.blogfa.com/post/83</link>
<description>دل داده ام به عشقت باید مدد نمایی اوراق هستی ام را بر خود سند نمایی عشق است و بی ریایی اندازه اش چه دانم آغوش مهربانت بگشا که قد نمایی در کهکشان چشمت من یک جهان امیدم حجم تعلقم را باشد رصد نمایی هرجرعه خنده ات را بر سر کشم چو دُردی دردم اگرچه صدها بر من تو سد نمایی طوفان عشق از آن دم کوبد قلمرویم را آرامشم به موجی جزری و مد نمایی مستی دهد نگاهت دستی بده بدستم طرح ارادتم را رنگ ابد نمایی باور نمی نمایم رنجی کشم ز دستت خوب است در نگاهم حتا که بد نمایی وقت</description>
<pubDate>Fri, 03 Apr 2009 01:45:00 +0100</pubDate>
<dc:creator>roodkhooneh</dc:creator>
<guid>roodkhooneh.blogfa.com/post/83</guid>
</item>
<item>
<title>بر طناب عشق آویزم چه باکم از سقوط</title>
<link>https://roodkhooneh.blogfa.com/post/82</link>
<description>دیگران را تا حریم خلوت ما راه نیست قدرت پرواز در طوفان عشق از کاه نیست در صدف غلتیده مروارید اگر از حکمتی ست لذت صید گهر را بیخبر آگاه نیست طبع مشتاقم به استغنا رسد از مهر تو پرتو روی توام باشد نیاز ِ ماه نیست بر طناب عشق آویزم چه باکم از سقوط ترسم از افتادن اینجا در مغاک چاه نیست درد اگر بنشیندم از زخمها خوش دارمش همدم چشم تو را بر روی لب یک آه نیست دم غنیمت میشمارم باش شاهد از قضا حالتی دارد گدا در پیش تو در شاه نیست صحبت از حال است و از ماضی و فردا کی</description>
<pubDate>Wed, 18 Feb 2009 09:07:00 +0100</pubDate>
<dc:creator>roodkhooneh</dc:creator>
<guid>roodkhooneh.blogfa.com/post/82</guid>
</item>
<item>
<title>پُر بُود از آرزو بالی که آسان پر گرفت</title>
<link>https://roodkhooneh.blogfa.com/post/81</link>
<description>گیسوان آرزویم رنگ خاکستر گرفت در کویرم رودها خشک و تب بستر گرفت دل به تار ِ غم، چنان چنگ از ته دل میزند زخمه ها انگار زخم از واعظ منبر گرفت بشکنید ای نارفیقان شیشه ی صد تکه را سنگ بیرحم از سخاوت قسمتی کمتر گرفت دام صید ار می نهی هشدار در اصل بقا پُر بُود از آرزو بالی که آسان پر گرفت میل مرواید، پایم را چنان تا ورطه برد صیدِ گوهر مینمودم جان من گوهر گرفت ای تجارت پیشگان ِ رنگ ! من ببریده ام دستهایم را ز دستانی که ام ساغر گرفت مِهر از او عاکف مجو مُهرش به</description>
<pubDate>Fri, 26 Dec 2008 08:37:00 +0100</pubDate>
<dc:creator>roodkhooneh</dc:creator>
<guid>roodkhooneh.blogfa.com/post/81</guid>
</item>
</channel>
</rss>
