بالش رویا
وقتی دلتنگیهایم
سر میگذارد
بر بالش رویاهای من
دلم می سوزد به حال طفلک!
چگونه در چشمان من
خوشی لانه خواهد ساخت
و چگونه
قناری لبخند
در این آشیانه
تخم خواهد گذاشت
گیسوان سکوتم را
آویخته ام
از درختی که سالهاست
سایه ی سخاوت خود را
رایگان می بخشد به رهگذران
تا شاید
اندکی بیاسایند
و هنرمندانه
حک کنند
نام خویش را
بر پیکرش...
عاکف
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم دی ۱۳۸۴ ساعت 12:20 توسط عاکف
|