وقتی دلتنگیهایم

سر میگذارد

بر بالش  رویاهای من

دلم می سوزد به حال طفلک!

چگونه در چشمان من

خوشی لانه خواهد ساخت

و چگونه

قناری لبخند

در این آشیانه

تخم خواهد گذاشت

گیسوان سکوتم را

آویخته ام

از درختی که سالهاست

سایه ی سخاوت خود  را

رایگان می بخشد به رهگذران

تا شاید

اندکی بیاسایند

و هنرمندانه

حک کنند

نام خویش را

 بر پیکرش...

عاکف