راز شکوفه ها
تلنگر بهار بر پنجره ی احساس دیدنیست
وقتی قمری ها
پای راز شکوفه ها دانه می چینند
و آنسوتر
سهره ها بالهاشان را
در آب روان شستشو می دهند
باورم اقاقی میشود در کوچه ها
و نسترن میگردد در امتداد رسیدن.
در رویاهایم
کفش کودک بهارم را میپوشم
او را به گلگشتی میبرم
تا با سرسبزی خنده هایش
چکامه ی پایان غم را
عاشقانه ترنم کنم...
با درود و سپاس صمیمانه از تک تک دوستان گلم به خاطر اینهمه بنده نوازی،امیدوارم وجودتان از گزند غم در امان باشد و سال پر باری را آغاز کرده باشید غیبتم را حمل بر بی اعتنایی ندانید در هر شرایطی به فکرتان بوده و هستم . نوشته ی فوق را که پیشتر هم به آقا محمد دارنده وبلاگ پربار "شکوفه های باغ انار" تقدیم کرده بودم از باب خالی نبودن عریضه تقدیم شما میکنم امیدوارم در آینده بتوانم محبتهای دوستان را جبران کنم/عاکف
+ نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم فروردین ۱۳۸۵ ساعت 15:21 توسط عاکف
|