همای رمیده
|
اشک هایم گره میخورد با قطره های باران تا شرمساری ام از گریستن پنهان گردد و لبخندم بر لبانم مومیایی میشود تا نسلهای هزاره ی بعد راز همای رمیده ام را گمانه بزنند ای کاشفان دفینه ی من! من از هزار سال پیشتر این کشف را بر شما تبریک میگویم! |
|
|
سلام دوستان بخشی از این شعر را در کامنتی برای" دختربارونی" نوشته ام .به هر حال علاقه ی ایشان به باران | |
بر کسی پوشیده نیست و من هم زادگاهم باران است و هم اینکه در دیار باران زندگی میکنم. امیدوارم از طراوت باران بی نصیب نباشید.
عاکف
+ نوشته شده در دوشنبه یکم خرداد ۱۳۸۵ ساعت 3:3 توسط عاکف
|