در مسير رود تا دريا فراوانست کمين
سر به زير آرد درخت ار بار ِ بسيار آورد
سرو سرکش کم ببخشد سايه اش را بر زمين
سرو سرکش کم ببخشد سايه اش را بر زمين
کوشش پيوسته بايد تا به دانايى رسى
در مسير رود تا دريا فراوانست کمين
گفتگو را بر حرير فکر آرا تا رهى!
ورنه از پرهاى قو خوابى نگردد مخملين
بر حذر باش از تفاخرهاى لرزان و ضعيف
کاخ ِ «بد پى» زود ريزد، سقف اگر هم آهنين
کوش تا دل نشکنى و شادمانى آورى
يک جماعت را کند افسرده يک فرد غمين
جايگاه خويش را اندازه دار از حٌسن ظن
با درشتى در سخن شخصى نمي گردد وزين
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و دوم مرداد ۱۳۸۸ ساعت 21:6 توسط عاکف
|